آیکن های نگار

عاشقانه دوسستت دارم*(H)*





































عاشقانه دوسستت دارم*(H)*

دلم میخواد احساسات منو فقط فقط درک کنید

خدا همه جاهست.حواست هست ...

دانشجویی به استادش گفت
استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم آن را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت : آیا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلماً شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید..

تاريخ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392سـاعت 23:56 نويسنده ستاره | |


http://doostdashtanihayeman.blogfa.com


ادرس عوض شد بدو بیا زود باش

تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1392سـاعت 11:27 نويسنده ستاره | |


هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند                         

 

لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...                      

 

برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند                                 

از اينكه داییش سفر بود و به عروسی نمي رسيد دلخور بود                  

کاش می آمد ...              

 

خيلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئيس                 

خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم ميكرد كه حتما                 بيايند

 

اگر نیایید دلخور میشوم        

 

دلش مي خواست عروسی اش بهترين باشد. همه باشند و                خوش بگذرانند

 

تدارک هم ديده بود           

 

آهنگ و ارکست هم حتما بايد باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!            

بهترین تالار شهر را آذین بسته ام

 

چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس                      گرم شود               

 

آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود              


همان شبی که هزار شب نمیشود              

 

همان شبی که همه به هم محرمند              

 

همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم                         میشود                             

 

این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم                        

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست             

 

  آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت                            کنید              

 

  همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند                                                حتی دایی و                                       

 

اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بود                     

 

حق پدری دارد بر ما...                  

 

مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟                      

 

عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.                

 

به تالار كه رسيد سر در تالار نوشته بودند:                  

 


(ورود امام زمان"عج" اكيدا ممنوع!)                

 

 

دورترها ايستاد و گفت: دخترم عروسيت مبارک!             

 

ولی اي كاش كاری ميكردی تا من هم می توانستم بيایم...               

مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید               

 

(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)             

 

دخترم من آمدم اما ...          

 

گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت         

 

و برای خوشبختی دختر دعا کرد 



تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392سـاعت 15:44 نويسنده ستاره | |


تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1392سـاعت 12:28 نويسنده ستاره | |


سلام چطورین دیشب عشقماس دادم دلم گرفته

گفت چرا عسلم گفتم فردا شب به کی شب بخیر

بگم برای کی لالایی بگم آخه تو که نیستی

گفت دیوونه فرداشب هستم که منو بگو اشکام

لبخند شد خوشحال شدم یه عالمه بعد گفت

بخواب که دیر وقته منم لالا کردم الان اس

داده دو دو دو دو دو دو دو دو دو دو

دو سه تا میشه شیش تا دوستت دارم قربونت

برم من اللهی فدات بشم من میرم بگردم

دنبال اس ام اس فعلا


تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1392سـاعت 14:12 نويسنده ستاره | |


Your Ecards Lost In Stereo Sound love, girl, boy, gif, mates, couple, fun, menina, menino, amigos, amizade, friendship, companheirismo, friends


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 18:8 نويسنده ستاره | |


Your Ecards a dream away girl, boy, forever, you, cry, friendship, me

تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 18:6 نويسنده ستاره | |


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 18:5 نويسنده ستاره | |

بسه آپ کردم نظر نظر زود زود

تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 17:31 نويسنده ستاره | |


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 17:30 نويسنده ستاره | |


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 17:30 نويسنده ستاره | |


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 17:28 نويسنده ستاره | |


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 17:27 نويسنده ستاره | |

سلام خوبین؟؟؟چه خبرا چه ها میکنید دیشب رفتم بیرون البته با خانواده کاش اقایی هم بود

حیف شد رفتم واسه اقامون شارژ گرفتم همش که نمیشه اون بگیره خلاصه بعدش رفتیم

خونه دختر خالم یه بچه داره خیلی دوسش دارم عاشقشم چپ و راست میرفت میگفت

تو آمپاس شدیدم تو آمپاس شدیدم ما هم میخندیدیم بهش اخم میکرد میگفت نخند عه

به ماشین سواری علاقه داره بابامو گرفت که پاشو منو ببر دور بده عمو عمو بریم

بریم دیگه عمو بابامو مجبور کرد ببرنش جوجه منه دیگه قربون حرف زدن شیرینش برم من

به حسن اس دادم کجایی گفت خونه جلو کامپیوتر دارم فیلم میبینم منم گفتم باشه اسم شو

نمیدونست که من برم دانلود کنم ببینم نشد دیگه اخرشب رفتم خونه با اقا اس بازی

کردم حسن خوابید من گریه میکردم صبح حسن باهام قهر بود چون گریه کردم

بهش اس دادم معذرت مزاحم شدم گفت تو فکر میکنی دوست ندارم اره من زن و

خانوم آیندمو انتخاب کردم اونم تویی ی تارموتو با دنیا عوض نمیکنم تو دلت بامن بود

که نمیگی مزاحم نمیشم منم قسم خوردم بخدا به جون جفت مون دوستت دارم تو شوهر

آیندمی الانم گوشیش در دسترس نیست قربونش برم ناراحته چون میره فردا تا60

روز دیگه من غصه دارم خیلی خیلی

نظرتون چیه عکس مهدی بچه دختر خالمو بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


تاريخ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392سـاعت 16:59 نويسنده ستاره | |

اعصابم بهم ریختههمه چی وبلاگم داغون شده ازهمه معذرت میخوام ببخشید لعنت به هرچی که من شانس ندارم

تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392سـاعت 12:19 نويسنده ستاره | |

سلام به همه خوبین امروز از ساعت5 رفتم جا عشقم یه عالمه کوچه گردی گردیم خوش گذشت

یه عالمه بهم گفت دوستت دارم تو زندگی من هستی منم جوابشومیگفتم عاشقتم تو نفس و جون

منی تو تموم زندگیمی خلاصه حسابی قربون صدقه هم رفتیم حسابی بعد حسن تو ماشین دراز کشید خوابید

منم نگاش میکردم بعدش ساعت نزیک8 رفتم خونه رسیدم خونه دلگیر شدم دوس داشتم ببینمش بابام گفت

نیا داخل خونه لباس بپوشم میام که بریم دور بزنیم منم گفتم باشه تو خیابون بودیم یهو حسن رو دیدم

خندیدم قربون قد و بالات بشم خوشتیپ من. دیوونه میخواست بیاد جلو ماشین بکشه خودشم خندش گرفت

امروز اشکامو حسن دید تو چشام حلقه زدن گفت گریه نکن چرا گریه میکنی آخه فدات بشم

گفتم آخه داری میری تحمل ندارم بمون پیشم حسن گفت اگه بشه زنگ میزنم مرخصی بگیرم خوبه

فدات بشم من قربون مهربونیات بشم که بخاطر من هرکاری میکنی راستی بچه ها کمکم کنید

حسن گفت واسش لباس بخرم 2تا1دونه رنگی1دونه مشکی بهم بگید چه مدلی برا جیگرم بخرم



تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392سـاعت 22:23 نويسنده ستاره | |


http://uploadtak.com/images/s9863_404781_1551742279737.jpg

تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392سـاعت 4:43 نويسنده ستاره | |

میگن:وقتی یک پسر برای یک دختر اشک میریزه یعنی هیچوقت نمیتونه مث اونو دوست داشته باشه


وقتی یک دختر واسه پسری اشک بریزه یعنی واقعا دوسش داره

تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392سـاعت 4:43 نويسنده ستاره | |


امشب عشقم گفت بیا بیرون ساعت8بود نشد ببینمش بعد باخانوادش رفت پارک برام شارژ خرید بهم زنگ زد

باهم حرف زدیم بعد چند دقیقه دلتنگش شدم زنگ زدم باهم حرف زدیم داشت راه میرفت گفت ستاره جات خالیه

منم دلم گرفت بغض مونگه داشتم تا الان بخاطرش بیدارم گفت نخواب گفتم چشم راستش الان دارم گریه میکنم

اخه عشقم تا جمعه پیشمه بعد میره تا50 یا60 روز دیگه نیست پیشم بهش اس دادم حسن بی تو هیچم فقط تو دوستت دارم 

حسن نمیشه جلو اشکامو بگیرم کاش کنارم بودی سرمو رو شونت میزاشتم توهم نوازشم میکردی محکم رو پام

میزدی میگفتی دیووووونه چته من که پیشتم غمت چیه بعد میخنیدمو توهم اشکامو پاک میکنی یاد اولین 

باری افتادم که میرفتی سربازی اومدی واسه خدافظی من گریه میکردم تو هم اشک تو چشات بود گفتی جون

حسن گریه نکن  برمیگردم نمیخوام برم بمیرم حسن طاقت دوری ندارم الان ازبس گریه کردم هق هق میزنم

تو تموم دنیامی همه چیز منی فقط حسن باش با من حاضرم دنیامو بدم جونمو بدم تا تو خوش باشی


تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392سـاعت 3:29 نويسنده ستاره | |

سلام به همگی این روزایی که حسن اینجابود:

روز اول

من روستا بودم طبق معمول آنتن نمیداد خطم گل خوشملم به مامانم اس داد مامان ستاره کجاست نگرانشم فدات بشم نگرانمی مامان گفت روستاس و خطش آنتن نمیده بعد باهم اس بازی کردیم یه عالمه اولین اس ام اسش:سلام دنیای من زندگی من خوبی دلم برات تنگ شده من تو راهم دارم میرسم منم جواب دادم سلام عزیزدلم خوبی دروغ میگی اینقد خوشحال شدم یه عالمه

روز دوم

عشقم اس داد پاشو بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده منم چون بابام خونه بود و مهمون داشتیم نشد برم یه خولده اقایی ناراحت شد باهم قهرکرد بهش گفتم بامن قهرنکن اینقد حالم بدبود آقایی اس داد ستاره من خوشگل من نفس و زندگی من آشتی هستم باهات ناراحت نباش منم خوشحال شدم

روز سوم

با ماشین رفتم دنبالش و باهم دور زدیم وفقط1آهنگ رو گوش میدادیم عشق شیرین امیرفرجام اونشب تو  دستاش آرامشی بودکه نگو حسابی


ادامه نظر بده بعد

دوستت دالم نفسی تو حسن جان

تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392سـاعت 0:25 نويسنده ستاره | |


جملکس جدید - عکس نوشته های زیبا - جملات تصویری زیبا

تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392سـاعت 1:50 نويسنده ستاره | |


جملکس جدید - عکس نوشته های زیبا - جملات تصویری زیبا

تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392سـاعت 1:50 نويسنده ستاره | |

جملکس جدید - عکس نوشته های زیبا - جملات تصویری زیبا

تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392سـاعت 1:48 نويسنده ستاره | |


جملکس جدید - عکس نوشته های زیبا - جملات تصویری زیبا

تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392سـاعت 1:47 نويسنده ستاره | |


جملکس جدید - عکس نوشته های زیبا - جملات تصویری زیبا

تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392سـاعت 1:47 نويسنده ستاره | |

Sky Theme

کد قفل کردن راست کلیک

بزرگترين مرجع قالب وبلاگ

کد فوران قلب

کد موس ستاره و قلب



ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


كد عروسك مرلين در وبلاگ

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ










































قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين


قالب وبلاگ تم اسكين